معشوق نزدیک است 

و من هراسی ندارم. 

در آغوش او آرام می گیرم. 

به کجا می رویم؟ او بهتر می داند. 

"او" مرا به کجا خواهد برد؟ "او" بهتر می داند. من فقط می دانم  

که مرا هر جا ببرد ٬ از خود دور نخواهد کرد ...

و این همه آن چیزی است که نیازمندم. زیرا در "او" سرور و 

 آرامشی برتر از همه آرامش ها و سروری بی کران...



نوشته شده در سه شنبه, مرداد 27, 1388ساعت12:31 توسط parham | لینک ثابت || نظرات(13) - ارسال نظر -